الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
45
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
[ م / 31 ] « بخشى از قرآن با بخشى ديگر سخن مىگويد و بخشى ، شاهد بر بخشى ديگر است » ؛ چنان كه امام اميرمؤمنان عليه السلام فرمود . « 1 » اكنون بخشى از سخن وى را بنگريد - كه در اين باره به تفصيل آورده است : « 2 » امام ابو اسحاق شاطبى ، بر ضرورت وجود مناسبت نزديك بين تنزيل و تأويل تأكيد كرده است . در اين باره : [ م / 32 ] وى از حسن بصرى به صورت مرسل ، از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده است : « خداوند آيهاى را نازل نكرد مگر آن كه ظهر و بطنى ( ظاهر و باطن ) دارد و هر حرف ، حدّى دارد و هر حدّ ، مطلعى . » « 3 » شاطبى مىگويد : « اين روايت چنين تفسير شده كه ظهر و ظاهر ، همان ظاهر تلاوت است و بطن ، فهم مراد خداوند . . . نتيجهء اين سخن ، آن است كه مراد از ظاهر ، همان مفهومِ لفظ عربى و منظور از باطن ، مراد خداى تعالى از كلام و خطابش مىباشد . » « 4 » او سپس در شرح آن ، مىگويد : « هر معناى عربى كه فهم قرآن ، تنها مترتب بر آن معناست ، جزو ظاهر مىباشد ؛ بنابراين مسائل بيانى و بلاغى فراتر از ظاهر قرآن نيست . . . همچنين هر معنا كه آراستگى مخاطب به صفت عبوديت و اعتراف وى بر
--> ( 1 ) . بنگريد به : نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 17 ، خطبهء 133 . ( 2 ) . گفتار وى را با وجود طولانى بودنش ، به صورت پيوسته و گاه به صورت مقطعى ياد مىكنيم ؛ كه مفيد ، محققانه و گفتارى نيكوست . در ادامه نيز موارد محل تأمل آن را بيان خواهيم كرد . ( 3 ) . شيخ عبداللَّه دراز در حاشيه ، مىنويسد : اين حديث را صاحب مصابيح از ابن مسعود روايت كرده است : « قرآن بر هفت حرف نازل شد . هر آيه از آن ، ظهرى و بطنى دارد و براى هر حدّ ، مطلعى است . » در مقدمهء تفسير روح المعانى نيز چنين آمده : « و براى هر حرف ، حدّى و براى هر حدّ ، مطلعى است . » ( حاشيه الموافقات ، ج 3 ، ص 382 ) . ( 4 ) . يعنى مفهومى كه با ابزار شناخته شده براى درك حقيقت مراد ، به دست مىآيد ؛ آنسان كه مؤلف بدان اشاره كرده است . ( الموافقات ، ج 3 ، ص 375 ) .